تبليغاتX
آخرین ایستگاه


بيييغ
صداي مرگ كدام پاره از تن هاتان است 
كه گوش مرا كر كرده است
و چشمانم را خيس!
جرايد مي گويند
دهمين روزِ ايستادگيتان است
حتمن شنيده ايد
كه عاشورا هميشه خونين بوده است!

+ سه شنبه هفتم تیر 1390 • 15:52 • فائزه •

يك شاخه گل مريم،بهترين چيز بود براي امشب!
خدا رو چه ديدي ،شايد روزنامه هاي صبح اعلام كردن:دختري كه بوي گلهاي مريم،گرفتش!

+ یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1390 • 2:48 • فائزه •

۱.تمام زندگي
جشن بالماسكه است!
نقاب خنده روي صورتم
فخر مي فروشد به دلم،
لبان خندانش را!
 
۲.
لبخند شكوفه ها
روي شاخه ي شكسته...

همه چيز تمام شده
چيزي جز لبخند نمانده!
+ سه شنبه سیزدهم اردیبهشت 1390 • 15:24 • فائزه •

پروانه ای روی چشمم لانه کرده
بال بال می زند
و آمدنت را خبر می دهد...

+ یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390 • 18:54 • فائزه •

بیا به هم برسیم
تا من ندیده ها را ببینم
تا غرق شویم در هم
تا برسم به جایی که فکرش را هم نمی کردم
بیا
تا دیگران ما را عاشق بخوانند...
+ سه شنبه نهم فروردین 1390 • 13:29 • فائزه •